ناصر الدين شاه قاجار
27
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
ميرفتيم بعد سوار كالسكه شده رانديم باز باد همانطور از عقب سر ما ميآمد و گرد و خاك زيادى بود تا رسيديم به منزل سراپردهء ما را كنار نهرى زده بودند زراعت زيادى در جلو چادر بود كوههاى اينجا سنگهاى معدنى خوب دارد خواجها رفته بودند بعضى سنگها از همين كوهى كه نزديك به منزل است آورده بودند در چهل و دو سال قبل از اين به همين منزل دودهك به شكار آمده بوديم و ميرزا تقى خان امير نظام اتابك اعظم هم در ركاب ما بود روز پنجشنبه بيست و نهم امروز بايد بدليجان برويم صبح برخاسته آمديم بيرون سوار كالسكه شده رانديم صحراى خوبى بود بوتهء زيادى داشت قدرى كه رفتيم طرف دست راست راه همان رودخانهء قم همه جا همراه است كنار رودخانه بعضى درختها پيدا بود شبيه بمزارع سوار اسب شده به طرف رودخانه رفتيم كه در جاى خوبى بنهار بيفتيم كنار رودخانه بعضى درّه و ماهورهاى كوچك داشت مثل لب دريا امّا اسب فرو نميرفت درختهاى توت زيادى داشت توتهاى اينجا قرمز است امّا شيرين توت سفيد هم دارد ولى هنوز برنگ برگ درخت سبز خيلى خوشرنگى بود همهجا از كنار حاصلهاى زراعت آمديم بكنار رودخانه لب آب چمن خوبى بود آفتابگردان زدند بنهار افتاديم آب رودخانه در اينجاها صاف